جهان پولدارتر، مردم نگرانتر؛ روایت شاخص پیشرفت اجتماعی ۲۰۲۶
حریر رحیمی؛ پژوهشگر پویش فکری توسعه
در جهانی که همزمان از فوتبال هیجان میگیرد، از جنگ میترسد، به آتشبس امید میبندد و از آینده نگران است، یک پرسش ساده اما عمیق دوباره پیش روی کشورها قرار گرفته است: آیا توسعه یعنی بزرگتر شدن اقتصاد، یا بهتر شدن زندگی مردم؟
سالهاست که کشورها بیشتر با عددهایی مانند تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، صادرات، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی سنجیده میشوند. این شاخصها مهماند؛ اما همه واقعیت را نمیگویند. ممکن است کشوری ثروتمند باشد، اما شهروندانش احساس ناامنی کنند. ممکن است اقتصادی بزرگ باشد، اما مردمش از آموزش باکیفیت، سلامت، آزادی، فرصت برابر، محیطزیست سالم یا امید به آینده محروم باشند. همانطور که یک تیم فوتبال فقط با داشتن ستارههای گرانقیمت قهرمان نمیشود، یک کشور هم فقط با پول، منابع طبیعی، برجهای بلند و آمارهای بزرگ توسعهیافته نمیشود.
توسعه واقعی را باید در زندگی روزمره مردم دید؛ در خانهای که امنیت دارد، در مدرسهای که کودک را برای آینده آماده میکند، در بیمارستانی که دسترسپذیر است، در هوایی که قابل تنفس است، در فرصتهایی که فقط برای گروهی خاص نیست، و در جامعهای که شهروندانش میتوانند بدون ترس، با کرامت و با امید زندگی کنند.
شاخص جهانی پیشرفت اجتماعی دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند.
این شاخص که توسط سازمان مستقل و غیرانتفاعی «پیشبرد پیشرفت اجتماعی» منتشر میشود، تلاش دارد کیفیت زندگی مردم را فراتر از شاخصهای صرفاً اقتصادی بسنجد. نکته مهم آن است که شاخص پیشرفت اجتماعی در محاسبه امتیاز کشورها از متغیرهای اقتصادی مانند درآمد سرانه یا تولید ناخالص داخلی استفاده نمیکند. به بیان دیگر، این شاخص نمیپرسد کشورها چقدر پول تولید کردهاند؛ بلکه میپرسد این پول، منابع، نهادها و ظرفیتها تا چه اندازه به زندگی بهتر برای مردم تبدیل شدهاند.
گزارش شاخص جهانی پیشرفت اجتماعی ۲۰۲۶ وضعیت ۱۷۱ کشور را بر پایه ۵۷ شاخص اجتماعی و زیستمحیطی بررسی کرده است. این شاخصها در قالب ۱۲ مؤلفه و سه بُعد اصلی سازماندهی شدهاند: نیازهای اساسی انسانی، بنیانهای رفاه و فرصتها.
بعد نخست، یعنی نیازهای اساسی انسانی، به سادهترین و حیاتیترین پرسشهای زندگی پاسخ میدهد: آیا مردم به تغذیه مناسب و مراقبتهای پزشکی پایه دسترسی دارند؟ آیا آب سالم، بهداشت، فاضلاب، مسکن و امنیت فردی برای آنها فراهم است؟
بعد دوم، یعنی بنیانهای رفاه، به کیفیت زندگی در بلندمدت نگاه میکند: آیا مردم به آموزش پایه، اطلاعات و ارتباطات، سلامت و محیطزیست سالم دسترسی دارند؟ آیا کشور توانسته شرایطی فراهم کند که مردم فقط زنده نمانند، بلکه بهتر زندگی کنند؟
بعد سوم، یعنی فرصتها، انسانیترین بخش ماجراست: آیا افراد از حقوق فردی، آزادی انتخاب، شمول اجتماعی و امکان دسترسی به آموزش عالی برخوردارند؟ آیا جامعه اجازه میدهد استعدادها شکوفا شوند، یا فرصتها فقط در اختیار گروههای محدود قرار میگیرد؟
از همینجا تفاوت شاخص پیشرفت اجتماعی با شاخصهای اقتصادی روشن میشود. این شاخص به جای اندازهگیری ثروت، نتیجه ثروت را میسنجد؛ به جای تمرکز بر ظرفیت تولید، کیفیت زندگی را ارزیابی میکند؛ و به جای آنکه صرفاً بگوید اقتصاد یک کشور چقدر بزرگ است، میپرسد مردم آن کشور چقدر سالمتر، آزادتر، ایمنتر و امیدوارتر زندگی میکنند.
گزارش ۲۰۲۶ اما تصویر چندان آرامی از جهان ارائه نمیدهد. پیام اصلی گزارش این است که جهان پس از بیش از یک دهه پیشرفت، اکنون در نقطه عطف توسعه اجتماعی ایستاده است. میانگین جهانی شاخص پیشرفت اجتماعی از ۵۸.۸۶ در سال ۲۰۱۱ به ۶۳.۷۵ در سال ۲۰۲۵ رسیده است. در نگاه نخست، این عددها از بهبود وضعیت جهان خبر میدهند؛ اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که بخش مهم این پیشرفت تا سال ۲۰۲۱ رخ داده و پس از آن، روند بهبود کیفیت زندگی در جهان کند شده است.
در سال ۲۰۲۳، میانگین جهانی شاخص برای نخستین بار در دوره مورد بررسی کاهش یافت و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تنها بهبود محدودی مشاهده شد. به زبان ساده، جهان هنوز از حرکت نایستاده، اما دیگر با همان شتاب پیش نمیرود. اقتصاد جهانی بعد از بحرانها تا حدی خود را بازیابی کرده، اما جامعه جهانی به همان اندازه ترمیم نشده است. رشد اقتصادی برگشته، اما احساس امنیت، اعتماد اجتماعی، سلامت، آزادی و امید به آینده در بسیاری از کشورها بهسادگی بازنگشته است.
این مسئله در زندگی امروز مردم کاملاً قابل لمس است. وقتی جنگ یا تهدید جنگ بر منطقهای سایه میاندازد، فقط مرزها و پادگانها درگیر نمیشوند؛ زندگی روزمره مردم هم تغییر میکند. خانوادهها نگران آینده میشوند، کسبوکارها بلاتکلیف میمانند، سرمایهگذاری عقب مینشیند، مهاجرت جدیتر میشود و امید اجتماعی آسیب میبیند. حتی آتشبس هم اگر با امنیت پایدار، گفتوگوی مؤثر و چشمانداز روشن همراه نباشد، بیشتر شبیه توقف کوتاه نفسهاست تا بازگشت واقعی آرامش.
از سوی دیگر، فوتبال هم تصویر جالبی از همین مسئله به ما میدهد. در جام جهانی، کشورها در زمین فوتبال روبهروی هم قرار میگیرند، اما پشت هر تیم، جامعهای ایستاده است با سطحی از آموزش، سلامت، رفاه، آزادی، فرصت و سرمایه اجتماعی؛ شهروندانی که ممکن است در زندگی روزمره با فشارهای بزرگ اجتماعی و اقتصادی روبهرو باشند. هرچند وضعیت شهروندان بر کیفیت عملکرد بازیکنان بیتأثیر نیست، اما نمیتوان نتیجه مسابقه را نماینده خوبی از کیفیت زندگی مردم یک کشور دانست. برای فهمیدن وضعیت واقعی کشورها باید از زمین مسابقه فاصله گرفت و به زندگی روزمره مردم نگاه کرد.
یکی از مهمترین زنگ خطرهای گزارش ۲۰۲۶، کاهش مستمر حقوق و آزادیهای فردی در جهان است. بر اساس یافتههای گزارش، امتیاز مؤلفه حقوق فردی از سال ۲۰۱۱ تاکنون حدود ۶ واحد کاهش یافته و فقط در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نزدیک به ۱.۹ واحد افت کرده است. این یعنی جهان، حتی اگر در فناوری، تولید، تجارت، ارتباطات و هوش مصنوعی جلو رفته باشد، در بخشی از انسانیترین شاخصهای زندگی عقب نشسته است.
گسترش گرایشهای اقتدارگرایانه و پوپولیستی در بسیاری از کشورها، محدود شدن آزادی رسانه، تضعیف حقوق شهروندی، کاهش آزادیهای دانشگاهی، فشار بر نهادهای مدنی و افت اعتماد عمومی فقط مسائل سیاسی نیستند؛ اینها مستقیماً بر کیفیت زندگی مردم اثر میگذارند. وقتی حقوق فردی تضعیف میشود، فرصت انتخاب کمتر میشود؛ وقتی فرصت انتخاب کمتر میشود، مشارکت اجتماعی کاهش مییابد؛ و وقتی مشارکت و اعتماد آسیب میبیند، سایر ابعاد پیشرفت اجتماعی نیز بهتدریج تحت تأثیر قرار میگیرند.
گزارش هشدار میدهد که ادامه کاهش حقوق و آزادیهای فردی میتواند در سالهای آینده روند نزولی پیشرفت اجتماعی را تشدید کند. این هشدار مهمی است، زیرا آزادی و حقوق فردی فقط ارزشهای انتزاعی نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت توسعهاند. جامعهای که در آن مردم نتوانند آزادانه بیندیشند، انتخاب کنند، مشارکت داشته باشند و آینده خود را بسازند، حتی اگر از نظر اقتصادی رشد کند، در بلندمدت با فرسایش سرمایه اجتماعی، مهاجرت نخبگان، بیاعتمادی و کاهش کیفیت زندگی روبهرو میشود.
تصویر جهانی گزارش نیز همین نگرانی را تأیید میکند. از میان ۱۷۱ کشور مورد بررسی، ۵۰ کشور نسبت به سال قبل کاهش امتیاز داشتهاند، ۸۵ کشور تغییر محسوسی را تجربه نکردهاند و تنها ۳۶ کشور توانستهاند عملکرد خود را بهبود دهند. یعنی کمتر از یکچهارم کشورهای جهان واقعاً در مسیر بهبود پیشرفت اجتماعی قرار دارند. این آمار نشان میدهد که مسئله فقط چند کشور درگیر بحران نیست؛ روند کلی توسعه اجتماعی در جهان با مانع، کندی و تردید روبهرو شده است.
البته همه تصویر گزارش تاریک نیست. در بلندمدت، یکی از حوزههایی که بیشترین بهبود را تجربه کرده، دسترسی به اطلاعات و فناوریهای ارتباطی است. گسترش اینترنت، تلفن همراه و ابزارهای ارتباطی امکان دسترسی گستردهتر مردم به آموزش، خدمات، اطلاعات و فرصتهای اقتصادی و اجتماعی را فراهم کرده است. این تحول در بسیاری از کشورها کیفیت زندگی را ارتقا داده و فاصله مردم با منابع دانایی و ارتباط را کاهش داده است. با این حال، این پیشرفت نیز در همه جهان یکسان نبوده است. کشورهای جنوب صحرای آفریقا و بخشهایی از خاورمیانه و شمال آفریقا، جنوب آسیا و شرق آسیا همچنان با شکافهای مهمی در دسترسی به اطلاعات و ارتباطات روبهرو هستند.
یکی دیگر از مهمترین پیامهای گزارش، این است که تولید ناخالص داخلی بهتنهایی سرنوشت اجتماعی کشورها را تعیین نمیکند. در همه سطوح درآمدی، کشورهایی وجود دارند که توانستهاند منابع اقتصادی خود را بهتر به رفاه اجتماعی تبدیل کنند و کشورهایی نیز هستند که با وجود درآمد بالا، عملکرد اجتماعی ضعیفتری دارند.
برای نمونه، دانمارک و ایالات متحده هر دو از کشورهای بسیار ثروتمند جهان محسوب میشوند، اما با وجود سطح نسبتاً مشابه تولید ناخالص داخلی سرانه، امتیاز پیشرفت اجتماعی آمریکا نزدیک به ۱۰ واحد کمتر از دانمارک است. همچنین ایالات متحده با وجود برخورداری از تولید ناخالص داخلی سرانهای تقریباً دو برابر لتونی، در شاخص پیشرفت اجتماعی عملکردی نزدیک به این کشور دارد. این مقایسهها نشان میدهد که مسئله فقط داشتن منابع نیست؛ مهمتر از آن، نحوه مدیریت منابع و تبدیل آنها به رفاه عمومی است.
چین نیز نمونه مهم دیگری است. این کشور در سه دهه گذشته رشد اقتصادی خیرهکنندهای را تجربه کرده و تولید ناخالص داخلی سرانه آن بیش از ۱۱۰۰ درصد افزایش یافته است؛ اما شاخص پیشرفت اجتماعی چین تنها حدود ۴۳ درصد رشد کرده است. این شکاف نشان میدهد که رشد اقتصادی، هرچند ضروری و مهم است، اما بهخودیخود تضمینکننده بهبود کیفیت زندگی نیست. کیفیت حکمرانی، سرمایهگذاری در آموزش و سلامت، حفاظت از محیطزیست، رعایت حقوق شهروندی، اعتماد اجتماعی و نحوه توزیع فرصتها نقش تعیینکنندهای در پیشرفت اجتماعی دارند.
در رتبهبندی سال ۲۰۲۶، کشورهای شمال اروپا همچنان پیشتازند. نروژ با امتیاز ۹۱.۷۳ در رتبه نخست جهان قرار گرفته و پس از آن دانمارک، فنلاند، سوئد، سوئیس، ایسلند، لوکزامبورگ، ایرلند، هلند و بلژیک در میان ده کشور برتر قرار دارند. نقطه مشترک این کشورها فقط درآمد بالا نیست؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل منابع اقتصادی به رفاه عمومی، اعتماد اجتماعی، خدمات عمومی باکیفیت، محیطزیست بهتر، فرصتهای برابرتر و حقوق شهروندی پایدارتر است.
در مقابل، کشورهایی مانند افغانستان، سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، یمن، سومالی و جمهوری دموکراتیک کنگو در پایینترین سطوح شاخص قرار گرفتهاند؛ کشورهایی که عمدتاً با جنگ، فقر گسترده، ضعف نهادی، بیثباتی سیاسی، ناامنی و بحرانهای مزمن انسانی روبهرو هستند. این الگو نشان میدهد که پیشرفت اجتماعی بدون نهادهای کارآمد، ثبات، حکمرانی قابل اعتماد و سرمایهگذاری پایدار در توسعه انسانی بهسختی امکانپذیر است.

روند تغییرات میانگین جهانی شاخص پیشرفت اجتماعی طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۵
اما ایران در این تصویر جهانی کجا ایستاده است؟
بر اساس گزارش شاخص جهانی پیشرفت اجتماعی ۲۰۲۶، ایران با امتیاز ۶۲.۱۶ در رتبه ۱۰۲ از میان ۱۷۱ کشور قرار گرفته و در سطح چهارم این شاخص جای دارد. این جایگاه نشان میدهد که ایران در تأمین بخشی از نیازهای اساسی شهروندان و توسعه برخی زیرساختهای اجتماعی عملکرد قابل قبولی داشته، اما در مؤلفههای سطح بالاتر پیشرفت اجتماعی همچنان با چالشهای جدی روبهروست.
به بیان ساده، مسئله ایران فقط کمبود منابع نیست؛ مسئله مهمتر این است که منابع موجود تا چه اندازه به آرامش، امنیت، امید، آزادی، سلامت، فرصت برابر و کیفیت بالاتر زندگی برای مردم تبدیل میشود. ایران در برخی حوزههای پایه عملکرد نسبتاً بهتری دارد، اما در حوزههایی مانند حقوق فردی، آزادی انتخاب، شمول اجتماعی، کیفیت حکمرانی، سرمایه اجتماعی و پایداری محیطزیست با محدودیتهایی روبهروست که بر جایگاه کشور اثر گذاشتهاند.
در مقایسه منطقهای، ایران از کشورهایی مانند عراق، پاکستان و افغانستان جایگاه بهتری دارد، اما پایینتر از کشورهایی مانند امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی، عمان، کویت، ترکیه، ارمنستان، گرجستان و قزاقستان قرار گرفته است. این مقایسه نشان میدهد که ایران برای ارتقای جایگاه خود فقط به رشد اقتصادی نیاز ندارد؛ بلکه به اصلاح سازوکارهایی نیاز دارد که میتوانند ظرفیتهای اقتصادی، انسانی و نهادی کشور را به رفاه واقعی شهروندان تبدیل کنند.
مسیر ارتقای ایران در شاخص پیشرفت اجتماعی از چند نقطه کلیدی میگذرد: بهبود کیفیت حکمرانی، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش فرصتهای برابر، حفاظت جدیتر از محیطزیست، ارتقای کیفیت خدمات عمومی، گسترش مشارکت اجتماعی و توجه بیشتر به حقوق و آزادیهای فردی. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که توسعه اجتماعی پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم نه فقط دریافتکننده خدمات، بلکه شهروندانی دارای حق، فرصت، انتخاب و کرامت باشند.
پیام نهایی گزارش روشن است: توسعه مسابقهای نیست که فقط با پول، تولید، صادرات یا رشد اقتصادی برده شود. توسعه شبیه یک بازی تیمی است؛ اگر آزادی، سلامت، آموزش، محیطزیست، امنیت، عدالت، اعتماد و فرصت برابر در زمین نباشند، حتی بزرگترین اقتصادها هم نمیتوانند مدعی پیروزی کامل باشند.
شاخص جهانی پیشرفت اجتماعی ۲۰۲۶ به ما یادآوری میکند که جهان ممکن است ثروتمندتر شده باشد، اما این به معنای آن نیست که مردم جهان الزاماً بهتر زندگی میکنند. در دورهای که جنگها، آتشبسهای شکننده، بحرانهای زیستمحیطی، نابرابریها، نااطمینانی اقتصادی و کاهش حقوق فردی آینده بسیاری از جوامع را تهدید میکند، مهمترین پرسش توسعه شاید همین باشد: آیا کشورها فقط بزرگتر و قدرتمندتر شدهاند، یا توانستهاند زندگی مردم خود را انسانیتر، امنتر و امیدبخشتر کنند؟
دیدگاهتان را بنویسید