توسعه از دیدگاه آمارتیا سن

توسعه از دیدگاه آمارتیا سن

دهمین نشست سلسله جلسات مقالات عمومی پویش فکری توسعه در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ با ارائه نظریه آمارتیا سن توسط خانم دکتر مهنوش مانی برگزار شد. در این سلسه نشست ها که به معرفی آراء و نظریه های اندیشمندان توسعه اختصاص دارد، جمعی از اندیشمندان و کارشناسان توسعه کاربست نظریه ارائه شده را در ایران بررسی می­کنند. مهمانان نشست دهم آقایان دکتر علی عسگری، دکتر محسن رنانی، دکتر عبدالحمید معرفی، دکتر هادی حسینی و آقای سلمان قاراخانی بودند. در ابتدای این نشست، از شرح حال و زندگی آمارتیا سن و نقش زندگی زیسته وی در شکل‌گیری نظریه اش صحبت شد. آمارتیا سن اقتصاددان برجسته‌ای است که علی‌رغم احاطه کاملش به علم اقتصاد کلاسیک، همواره از زبان مردم محروم و برای آنان سخن گفته، کتاب و مقاله نوشته است و اولین اقتصاددان یا دانشمندی است که جایزه نوبل را در این رشته نه به دلیل پیشبرد تئوری‌های اقتصاد که به دلیل نشان دادن آموزش، بهداشت، سواد، تغذیه، لزوم مبارزه با سوء‌تغذیه و گرسنگی و … به دست آورده است. او بیش از هر چیز به دلیل داشتن نگاه انسانی به علم اقتصاد شهرت دارد. بر مبنای خوانش آثار و نوشته‌های آمارتیاسن مقولات عمده‌ نظریه‌های توسعه‌یافتگی او بدین شرح است: «تبعیض»، «نابرابری جنسیتی»، «نقش سازنده زنان در توسعه»، «توسعه اقتصادی»، «توسعه نیروی انسانی»، «اصول و مبانی آزادی و حقوق اجتماعی»، « فقر اخلاقی در اقتصاد»، «محیط زیست و توسعه پایدار»، «غفلت از فرهنگ»، «قابلیت ذاتی افراد و نحوه به‌کارگیری آن».

در اقتصاد کلاسیک، توسعه یعنی افزایش درآمد، صنعتی شدن، پیشرفت فن‌آوری، مدرنیزه شدن و همانند اینها. این دیدگاه از اول ما را در دایره‌ای بسته و دیدگاهی تنگ محدود می‌سازد. آمارتیا سن اما معتقد است علم اقتصاد در بعد اخلاق بسیار فقیر است و بیان می‌کند که بر خلاف دیدگاه رایج که صرفاً شعار «ثروت بیشتر لذت بیشتر» را برگزیده است، دغدغه اصلی آموزه‌های اخلاقی، بر روی چگونگی توزیع ثروت متمرکز است. در توسعه از منظر آمارتیاسن، آزادی و انواع آن از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در حقیقت داستان آمارتیاسن با آزادی شروع می‌شود. زیرا اعتقاد دارد نقش انواع آزادی در مقابله با فقر مستمر، نیازهای ابتدایی ارضا نشده، بروز قحطی‌، گرسنگی گسترده، نقض آزادی‌های سیاسی اولیه و اساسی، بی‌اعتنایی وسیع، نقش‌آفرینی زنان، افزایش آسیب به محیط زیست و پایداری زندگی اقتصادی و اجتماعی؛ باید مشخص شود. رویکرد توسعه به مثابه آزادی که آمارتیاسن آن را به عنوان یک رویکرد سیستمی مطرح کرد، رویکردی نوین در مباحث توسعه است و با تأکید بر نقش فاعلی انسان به عنوان هدف و ابزار توسعه، می‌تواند پاسخگوی نیاز کشورها به یک رویکرد مناسب توسعه باشد. در این دیدگاه انسان فردی است نقش‌آفرین نه منفعل و نقش‌پذیر. آمارتیاسن نقش آفرینان را تحت سه عنوان تقسیم بندی می‌کند: نقش انسان، نقش مردم سالاری و نقش ارزش‌ها. ایده اصلی آمارتیاسن بر این اساس است که زندگی انسان صرفاً بر اساس درآمد و ثروت نیست. بلکه آزادی در این میان بسیار اهمیت دارد و زندگی ما باید بر اساس میزان برخورداری ما از آزادی اندازه‌گیری شود. برای او ظرفیت انسانی توسعه بسیار حائز اهمیت است و در بحث توسعه بر قابلیت‌های ذاتی افراد توجه می‌کند او حتی اعتقاد دارد به جای تلاش برای تولید بیشتر به بحث قابلیت‌های انسانی پرداخته شود. او آزادی را یکی از اجزاء ذاتی توسعه می‌داند. آمارتیاسن می‌گوید فرایند توسعه اقتصادی با افزایش آزادی ارتباط مستقیم دارد. آن‌چه آمارتیاسن در مبحث توسعه به آن می‌پردازد، گسترش آزادی‌های سیاسی و اجتماعی متعلق به مردم است. آمارتیاسن از دیدگاه انسانی و اخلاقی به مسئله توسعه پایدار پرداخت زیرا اعتقاد دارد توسعه با مسائل و رشد انسانی سروکار دارد. این نکته در مواجهه با مسائلی چون حفاظت از محیط زیست اهمیت تام دارد.

آمارتیاسن در ارتباط با آزادی فرهنگی نیز معتقد است در جامعه‌ای که آزادی برقرار باشد فرهنگ خود را به خوبی نشان می‌دهد و می‌تواند در جهان مطرح گردد. او سپس در ادامه می‌گوید توسعه در بهترین شکل به عنوان تقویت کننده آزادی به معنای وسیع و کلی است. فرهنگ به مثابه بخشی بنیادی از توسعه است، زیرا پیشبرد رفاه و آزادی‌هایی که در توسعه به دنبال آنیم جز این نیست که شامل پربار ساختن زندگی انسان‌ها از طریق ادبیات، موسیقی، هنرهای زیبا و دیگر شکل‌های بیان و کاربست فرهنگی است. او در مبحث آزادی به سراغ رسانه‌ها می‌آید و به اهمیت آزادی آنان در مبحث‌های خود می‌پردازد. یکی از مسائلی که آمارتیاسن به عنوان اقتصاددان برجسته به آن اشاره می‌کند «توسعه نیروی انسانی» است. با مطرح شدن رویکرد «توانمندی انسانی» از سوی آمارتیاسن، انسان هم نقش ابزار و هم نقش هدف یافته است. انسان هم ابزار توسعه است و هم هدف توسعه. از جمله مسائلی که آمارتیاسن به آن تأکید دارد و در ارتباط با آزادی، رفاه و توسعه مطرح می‌کند، «نقش آفرینی زنان» است. آمارتیاسن اعتقاد دارد که اگر جامعه‌ای می‌خواهد به توسعه برسد ابتدا باید به زنان توجه کند. آمارتیاسن در این ارتباط اعتقاد دارد که باید همبستگی نزدیکی بین سیاست‌های عمومی در جهت اعتلای برابری جنسیتی و آزادی زنان (به ویژه آموزش، خدمات پزشکی و فرصت‌های اشتغال زنان)، مسئولیت‌های فردی خانوار (از طریق تصمیم‌سازی بالقوه والدین و مخصوصاً مادران) وجود داشته باشد. آمارتیاسن به عنوان اقتصاددانی اخلاقی که تنها به مباحث اقتصادی در توسعه نمی‌پردازد، پای در راه اخلاقیات و انسانیت گذاشته است و تأثیر آن را بر روی رشد و توسعه می‌سنجد. او اعتقاد دارد اقتصاد را به صورتی که شکل گرفته، می‌توان با بذل توجهی بیشتر و صریح‌تر به ملاحظات اخلاقی که رفتار و داوری‌های انسانی را شکل می‌دهند، ثمربخش‌تر نمود. او اعتقاد دارد پدیده گرسنگی در جهان ناشی از جنگ قدرت است. از هم گسستگی قوانین و فاصله عمیق اجتماعی میان مردم و قانون‌گذاران نیز در ایجاد چنین پدیده شومی نقش اساسی دارد.

در ادامه این جلسه آقای سلمان قاراخانی مطرح کردند که توجه به ابعاد انسانی توسعه سبب شده است تا آمارتیاسن به مادرترزای اقتصاد شهرت پیدا کند. اگر بخواهیم از کسی که در ایران جای پای آمارتیاسن گذاشته است نام ببریم، آن شخص دکتر حسین عظیمی است. اما با یک نکته افتراق و آن اینکه دید آمارتیاسن به توسعه فلسفی و اخلاقی است، این در حالی است که دکتر عظیمی به توسعه دید علمی و تجربی دارند. همچنین نظریات دکتر رنانی هم در حوزه توسعه همانند افرادی چون نوری نائینی که درباره آمارتیاسن کار کرده‌اند بسیار شبیه ایشان است. ۲ بال توسعه از دید آمارتیا سن آزادی و عدالت هستند. او به توسعه نگاه آرمانی ندارد و به توسعه به مثابه یک مسیر و نه یک هدف نگاه میکند. در بحث  هویت و خشونت، فوکویاما از لیبرال دموکراسی و هانتینگتون از برخورد تمدن ها می‌گوید. آمارتیاسن اما می‌گوید ما در مسیری قرار می‌گیریم که هویت‌ها چندپاره می‌شوند و اینجا دیگر برخوردی صورت نمی‌گیرد.

دکتر معرفی در ادامه این جلسه، آمارتیا سن را از منظر روش شناسی اقتصاد بررسی کردند و در صحبت‌هایشان نقد آمارتیاسن به نئوکلاسیک‌ها را تشریح کردند. آزادی در اقتصاد نئوکلاسیک آزادی در انتخاب کالاهاست. بحث آمارتیاسن اما در دو حوزه درخور تامل است. نخست اینکه او نگاه سوبژکتیو را زیر سوال می برد و دیگر اینکه برای مطرح کردن تئوری آلترنانتیو بحث قابلیت را مطرح میکند. یعنی آزادی فقط درانتخاب کالا نیست، بلکه باید انسان را به مرحله ای برسانی که بتواند انتخاب کند.

دکتر عسگری از منظر مدیریت بحران به آراء آمارتیاسن توجه کردند. آمارتیاسن از جمله نظریه پردازانی است که به طور مستقیم در ارتباطی جالب بین بحث توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی موضوعVulnerability  (آسیب پذیری) را مطرح می‌کند. افزایش توانمدسازی مردم‌، آسیب پذیری شان را کم می کند. دکتر حسینی درباره آمارتیا سن گفتند که اقتصاددانان معمولا حرف های عمومی مردم را میزنند ولی با کلمات زیبا و در چارچوب اصطلاحات قشنگ. به راحتی از روی آثار آمارتیا سن می‌توان فهمید که او در هند زندگی کرده است، چون کمبودهای نئوکلاسیک را در جامعه ای زیسته است به طور ملموس دیده است.

دکتر رنانی در ادامه گفتگو گفتند: کار مهمی که آمارتیاسن کرد این است که نزاع چند هزار ساله آزادی و عدالت را حل کرد. آزادی، عدالت را در خودش دارد و عدالت هم نوعی آزادی است. برای آزاد کردن بشر نیازمند این هستیم که بخشی از احتیاجات او را تامین کنیم عدالت ایجابی همان تضمین قابلیت‌هاست، که فرصت انتخاب آزادی را می دهد. در واقع دادن قابلیت‌ها ایجاد آزادی مثبت و حذف محدودیت‌ها به معنای نفی آزادی سلبی است. از دید دکتر رنانی دو کار مهمی که آمارتیا سن کرده است یکی حل نزاع تاریخی آزادی و عدالت و دیگری تلقی ارزش توسعه به مثابه یک حق است. در واقع حق توسعه در کنار حق آزادی و حق عدالت در مفاهیم قرن بیستم مطرح شده است.

خانم دکتر مانی نیز با اشاره به هرم مازلو بر نگاه ارزشی اخلاقی آمارتیاسن به اقتصاد تاکید کردند. در بخش کاربست‌های نظری آمارتیاسن برای اقتصاد ایران‌، دکتر درخشان اشاره به تفاوت ظریفی بین رشد نامتوازن هیرشمن به عنوان راهکاری برای کشورهای کمتر توسعه یافته و توجه آمارتیا سن به ارتقا قابلیت ها و فرصت ها برای عموم کردند. دکتر حسینی این دو نظریه را مکمل هم خواندند. بدین لحاظ که وجود آزادی درسایه صنایع پیشتاز می‌تواند به توسعه کمک کند. دکتر رنانی ادامه دادند که امکانات موجود برای ایجاد قابلیت است اما این را نمی‌توانیم برای همه مناطق محقق کنیم. هیرشمن دارد آرام آرام تئوری‌ای می‌دهد که بخش ایجابی نظریه آمارتیاسن را محقق کند. در کاربست این نظریه در ایران، تمام مساله بعد از مشروطیت بر هم خوردن توازن قابلیت و فرصت است‌. انقلاب ها و شورش ها تلاش برای کسب فرصت است‌. تلاش حکومت ها اما برای ایجاد قابلیت است. وقتی قابلیت ایجاد می‌شود می خواهم انتخاب کنم اما فرصت نیست و آزادی نیست‌. اینجاست که مساله خروج و وفاداری پیش میآید. در حال حاضر من معتقدم که یکی از مشکلات جدی ما همین عدم توازن است. دکتر رنانی ادامه دادند علی رغم باور عامه من معتقدم ما آزادی سلبی داریم ولی آزاید ایجابی نداریم. دموکراسی بعد از انقلاب باعث به هم خوردن توازن منطقه‌ای شده است و این وضعیت مناطق محروم ما را بدتر کرده است. جامعه ما در حال حاضر قابلیت استفاده از همین دموکراسی ناقص و دست پا شکسته را هم ندارد و با این وضعیت دارد به خودش آسیب می رساند. دموکراسی اساسا خوب است، ولی اگر به تناسب آب و غذا نخوری به بدن ضرر می‌رساند. فایل صوتی و مفصل جلسه حاضر را می توانید در سایت کانال پویش فکری توسعه گوش دهید.

ویدئوی چکیده مباحث مطرح شده در جلسه و همچنین فایل صوتی نشست در ادامه ارائه می‌شود:

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


مهنوش مانی

پژوهشگر پویش فکری توسعه

دکتری ادبیات فارسی