اجماع لندن؛ مجوز تازه برای دولت بزرگ!؟
محتوای علمی دستاویز سودجوییهای سیاسی …
مرتضی درخشان؛ پژوهشگر پویش فکری توسعه
در میانه روزهایی که تنش ایران و آمریکا دوباره نفس اقتصاد و جامعه را تنگ کرده، عدهای به دنبال آناند تا از ایدهای نو، نردبانی بسازند برای بالا رفتن. گاهی یک ایده خوب، وقتی از مرزها عبور میکند، در دستهای بد به ضد خودش تبدیل میشود. مثل دارویی که برای درمان نوشته شده، اما اگر بیجا مصرف شود، خودش بیماری تازهای میسازد. «اجماع لندن» هم از همین جنس است؛ ایدهای مهم، پیشرفته و متناسب با اقتصاد قرن بیستویکم، اما در اقتصاد ایران میتواند قربانی یک سوءبرداشت خطرناک شود.
اجماع واشنگتن، که از اواخر دهه ۱۹۸۰ در ادبیات سیاستگذاری اقتصادی مطرح شد، در سادهترین بیان، پاسخی بود به بحرانهای تورمی، بدهی دولتها، ناکارآمدی بخش عمومی و اقتصادهای بسته و رانتی. پیام اصلیاش این بود: اقتصاد را از زیر بار دولت سنگین، قیمتگذاریهای بیپایان، کسری بودجه، مقررات زائد و مداخلههای مخرب بیرون بیاورید. بازار را آزادتر کنید، ثبات اقتصاد کلان را جدی بگیرید، تصدیگری دولت را کاهش دهید و اجازه دهید بخش خصوصی نفس بکشد.
اما جهان در همانجا متوقف نماند. بحران مالی ۲۰۰۸، کرونا، اختلال زنجیرههای تأمین، جنگهای تجاری، تغییرات اقلیمی، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال نشان دادند که بازار تنها، بدون دولت باکیفیت و نهادهای کارآمد، همه مسائل توسعه را حل نمیکند. اینجا بود که ایدههایی مانند «اجماع لندن» مطرح شدند؛ چارچوبی تازهتر و جامعتر که میگوید اقتصاد قرن بیستویکم فقط با ثبات و آزادسازی اداره نمیشود؛ بلکه به نوآوری، بهرهوری، سرمایه انسانی، عدالت اجتماعی، تابآوری و دولت توانمند هم نیاز دارد.
تا اینجا، اجماع لندن بسیار زیبا و متناسب با اقتصاد قرن بیست و یکم است. اما مسئله از جایی شروع میشود که این پیام علمی جذاب از مرز ایران عبور میکند و دستاویز سودجوییهای داخلی میشود تا از این مفهوم، تفسیری کاملاً وارونه بسازند. میگویند: ببینید! دنیا از دولت حداقلی عبور کرده؛ اجماع لندن هم میگوید دولت حداقلی برای توسعه کافی نیست و دولت باید تقویت شود؛ پس ما هم باید نقش دولت را در اقتصاد بیشتر کنیم.
این همان نقطه خطرناک ماجراست. نقطه دستاویز شدن تئوریهای دقیق علمی در مسیر سودجوییهای سیاسی!
در ایران، مشکل کمبود دولت نیست. مشکل، وفور دولت است؛ دولتی که قیمتگذاری میکند، مجوز میدهد، ممنوع میکند، بخشنامه صادر میکند، مالکیت دارد، بنگاهداری میکند، ارز تخصیص میدهد، واردات و صادرات را لحظهای تغییر میدهد، با سامانههای متعدد مسیر فعالیت اقتصادی را فرسایشی میکند و هر روز آینده بنگاه را غیرقابل پیشبینیتر میسازد. در چنین اقتصادی، بخش خصوصی نه در میدان رقابت، بلکه در میدان مین مقررات حرکت میکند.
حالا اگر کسی در چنین شرایطی بگوید «اجماع لندن یعنی دولت را قویتر کنیم»، باید پرسید: کدام دولت؟ دولت قیمتگذار؟ دولت مجوزمحور؟ دولت بنگاهدار؟ دولت بخشنامهای؟ دولت رقیب بخش خصوصی؟ دولت رانتی؟ یا دولت قاعدهگذار، شفاف، پاسخگو و توانمندساز؟
اجماع لندن از دولت بزرگ دفاع نمیکند؛ از دولت باکیفیت دفاع میکند. دولت توانمند در این چارچوب یعنی دولتی که قانون خوب مینویسد، نه اینکه هر روز قانون تازه بسازد؛ رقابت را حفظ میکند، نه اینکه با رانت و امتیاز آن را نابود کند؛ از نوآوری حمایت میکند، نه اینکه با مجوز و ممنوعیت راه آن را ببندد؛ شکستهای بازار را اصلاح میکند، نه اینکه خود به بزرگترین شکست اقتصاد تبدیل شود.
برای ایران، مسیر درست این نیست که به نام اجماع لندن، خصوصیسازی، قواعدزدایی، کاهش مقررات زائد و عقبنشینی دولت از تصدیگری را متوقف کنیم. برعکس، ایران هنوز بسیاری از درسهای اولیه اجماع واشنگتن را هم درست اجرا نکرده است: دولت هنوز بزرگ است، مقررات هنوز متداخلاند، بازارها هنوز ناامناند، حقوق مالکیت هنوز شکننده است، تورم هنوز مزمن است و بخش خصوصی هنوز متهم دائمی است.
بعد از آن، میتوان درباره دولت توانمند سخن گفت؛ دولتی که در حکمرانی قوی است، نه در دخالت؛ در تنظیمگری دقیق است، نه در کنترل روزمره؛ در حمایت از نوآوری فعال است، نه در سرکوب رقابت؛ در ساختن آینده نقش دارد، نه در بستن دستوپای اکنون.
اجماع لندن اگر درست فهمیده شود، برای ایران پیام مهمی دارد. اما اگر ابزاری فهمیده شود، میتواند بهانهای تازه برای همان بیماری قدیمی باشد: دولت بزرگتر، اقتصاد بستهتر و بخش خصوصی خستهتر.
مسئله ایران این نیست که دولت ضعیف است چون کم دخالت میکند؛ مسئله این است که دولت از بس که زیاد دخالت میکند، خسته شده و کم حکمرانی میکند یا شاید اصلا حکمرانی نمیکند.
دیدگاهتان را بنویسید