توسعه از دیدگاه آلبرت هیرشمن

توسعه از دیدگاه آلبرت هیرشمن

نهمین نشست مقالات عمومی پویش فکری توسعه، با ارائه مقاله آلبرت اوت هیرشمن در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ برگزار شد. در این نشست آقای آرام سپهری وند، این اقتصاددانان اثر‌گذار در زمینه اقتصاد سیاسی را معرفی و به بررسی نظریات ایشان پرداختند. میهمانان حاضر در این نشست آقایان دکتر محسن رنانی، دکتر علی عسگری (از دانشگاه یورک کانادا)، دکتر عبدالحمید معرفی، دکتر میرهادی حسینی کندلجی و جمعی از کارشناسان پویش فکری توسعه بودند. همچنین آقای دکتر جعفر خیر خواهان صاحب‌نظر و مترجم آثار هیرشمن نیز به صورت آنلاین در این جلسه حضور داشتند. در ابتدای این جلسه آقای سپهری وند مروری بر زندگی زیسته این صاحب‌نظر اقتصاد توسعه داشتند و در ادامه به بیان و تحلیل نظری ایشان پرداختند.

اولین و مهم‌ترین حوزه کاری آلبرت هیرشمن در علم اقتصاد را می‌توان اقتصاد توسعه دانست. هیرشمن تاکید اصلی‌اش را در مطالعات حوزه اقتصاد توسعه روی رشد نامتوازن اقتصادی گذاشته و بیان کرده است به دلیل کمبود تصمیم‌گیران قدرتمند و عالم اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و ناتوانی در ایجاد انگیزه کار و فعالیت اقتصادی و به‌کارگیری بهینه از منابع طبیعی و منابع انرژی، امکان رشد بهینه اقتصادی با حداکثر توان در این کشورها وجود ندارد. پیشنهاد هیرشمن برای تغییر این وضعیت، ایجاد صنایع بزرگ در کشوری در حال توسعه است که محصولات تولیدی آنها با صنایع و بنگاه‌های مختلف بیشترین ارتباط پسینی و پیشینی را داشته باشد و در واقع یا ماده اولیه واحدهای صنعتی زیادی را تامین کند یا برای ساخت آن ماده اولیه با واحدهای صنعتی مختلف مبادله کالا و پول داشته باشد.

آلبرت هیرشمن بعد از مدتی به اقتصاد سیاسی روی آورد و در این حوزه دو نظریه ساده ولی بسیار قدرتمند و مهم را ارائه داده است. اولین نظریه به توصیف سه پاسخ احتمالی اولیه به افت عملکرد بنگاه‌های اقتصادی و سیاسی می‌پردازد که این سه پاسخ عبارت است از خروج، اعتراض و وفاداری. شهرت هیرشمن بیشتر به خاطر کتاب «خروج، اعتراض و وفاداری» است که در سال ۱۹۷۰ منتشر کرده است. خودش معتقد است که علاقه اش به موضوع این کتاب از زندگی شخصی اش سرچشمه گرفته است، چرا که بارها با پرسش مهمی روبه رو بوده است: «باید دست به خروج بزنم یا اعتراض؟» . از نگاه هیرشمن وقتی فرد می­تواند محیطی را ترک کند، دیگر شکایت و اعتراضی نخواهد کرد. گویی خروج و اعتراض «دو هماورد» هستند، اما بعدها او در جریان فروپاشی دیوار برلین و سرنگونی حکومت آلمان شرقی دریافت که خروج و اعتراض گاهی هم دست به دست هم می­دهند. وقتی فشارهای رقابتی بیشتر می شود اعتراض هم اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. در ارتباط با این نظریه هیرشمن می توان این پرسش ها را مطرح کرد: چرا در ایران اکثر نخبگان گزینه خروج را انتخاب می‌کنند؟ آیا اعتراضات معلمان، کارگران و … را می‌‌توان به بحث وفاداری نسبت داد؟ شبکه‌های اجتماعی چه جایگاهی در بحث اعتراض و وفاداری دارند؟

نظریه دیگر هیرشمن، عکس‌العمل در تعاملات سیاسی نام دارد، که بسیار مورد استقبال طرفداران احزاب محافظه کار در دنیا قرار گرفته است. به طور کلی می‌توان گفت ویژگی اصلی آراء توسعه­ای هیرشمن هنجارگریزی و تعارض آن با تفکرات متعارف در خصوص توسعه است. برای مثال بنا بر نظریه‌ی رشد متوازن، تفاوت بین توسعه‌یافتگی و توسعه ‌نایافتگی مقطعی و مکانیکی تصور شده بود، اما هیرشمن در «استراتژی توسعه‌ی اقتصادی، انتقاداتی را نسبت به نظریه‌ی رشد نامتوازن را معرفی کرد در واقع از منظر هیرشمن عدم توازن و عدم تعادل بین بخش‌های بی‌شمار اقتصادی همان تضادی بود که حرکت به سمت سطوح بالاتر توسعه یعنی گذار از یک عدم تعادل به عدم تعادلی دیگر را میسر می‌ساخت. به عبارت دیگر توسعه چیزی نیست جز فرآیند مستمری که به وسیله‌ی زنجیره‌ای از عدم تعادل‌ها ایجاد و نگاه داشته می‌شود. باید اشاره کرد که براساس نظریه رشد نامتوازن او فرضیه­ای شکل گرفته است که به «نعل اسب وارونه» موسوم است. براساس این فرضیه «نابرابری­های منطقه­ای که در مراحل اولیه توسعه افزایش می­یابد، یا توسعه بیشتر به سمت هم می­گراید یا شروع به تثبیت می­کند و در مراحل کامل‌تر توسعه، کاهش می­یابد. نظریه رشد نامتوازن یا متعارض هیرشمن، مبتنی بر تقسیم گروه­های اجتماعی در کشورهای جهان سوم به گروه حاکم و غیر حاکم است و از این حیث با نظریه پارتو شباهت دارد. به نظر می­رسد که این تقسیم­بندی با تجارب عملی و سیاسی اغلب کشورهای جهان سوم، در چهار دهۀ گذشته، انطباق و سازگاری دارد و بروز انقلاب‌های اجتماعی در برخی کشورها و از جمله در ایران را بر مبنای آن می­توان تحلیل کرد. دور باطلی که هیرشمن به عنوان بحران دموکراسی درچارچوب رشد نامتوازن به آن اشاره می­کند عاملی است که می­تواند خنثی کننده دستاوردهای هر مرحله از فرایند توسعه تلقی شود.

در ادامه جلسه این پرسش مطرح شد که آیا این بحران دموکراسی در ایران وجود دارد؟ راه متوقف کردن این سیکل چیست؟ آیا در مورد ایران می‌توان همزمان بخش صنعت و تکنولوژی را رشد داد؟ پیشنهاد هیرشمن سرمایه‌گزاری در طرح های استراتژیک است. به نظر وی طرح استراتژیک لزوما به لحاظ اقتصادی سودآور نیست بلکه این طرح‌ها می‌توانند نقش رهبری اقتصاد را بر عهده بگیرند و سایر بخش‌ها را به دنبال خود حرکت دهند. طرح‌هایی استراتژیک هستند که دارای بیشترین مبادله با بخش‌های دیگر اقتصادی باشند.

در ادامه این جلسه آقای دکتر جعفر خیرخواهان با مطرح کردن این موضوع که هیرشمن در حوزه اقتصاد یک اندیشمند اجتماعی بود، نظریه اعتراض و خروج و وفاداری هیرشمن را در سطح خرد در زندگی زناشویی بررسی کردند. همچنین با ذکر مثال‌هایی از کتاب‌ها و نظریه پردازان هم سو با هیرشمن به معرفی متاثران از نظریه هیرشمن پرداختند. به دنبال صحبت‌های ایشان، آقای دکتر معرفی هیرشمن را از منظر روش شناسی بررسی کردند. به گفته ایشان هیرشمن جزء کسانی است که بعد از جنگ جهانی دوم وارد حوزه توسعه شده است و نگاه وی به توسعه در نقد منظر نئوکلاسیک است. رویکرد نئوکلاسیک ها در اقتصاد نگاهی فرد گرایانه و به نوعی مکانیکی به موضوع است، اما در واقع بحث اقتصاد را نمی توان از کلیت اجتماعی جدا کرد. جامعه ای که دارد تحول پیدا می کند اقتصاد آن هم بالطبع متحول خواهد شد. پس دو تغییر از نظر متودولوژی رخ داد: نخست اینکه واحد تحلیل از فرد به کل جامعه رفت و دیگر اینکه به ساختار توجه شد. نگاه هیرشمن به اقتصاد را از نظر متودولوژیک می‌توان چنین بیان کرد: ما مفهومی به نام تعادل داریم. در جامعه‌ای که دارد به توسعه دست می یابد دیگر این تعادل نیست. محیط یک سری شوک به این سیستم وارد می کند. اگر توسعه را تکامل تاریخی یک جامعه تصور کنیم تغییراتی که باعث تحول میشوند دیگر نه امری درونزا است و نه برونزا بلکه اینجا اصلا تعادل معنا ندارد بلکه توسعه به معنای تحول در عدم تعادل است. اینجا لینک های عمودی اهمیت می یابد و شما به جای یک ساختار ایستا، با یک پروسه و فرایند سر و کار دارید. آقای دکتر حسینی در ادامه گفتگو با استناد به جمله چگوارا مبنی بر اینکه «من از بین آزادی و عدالت، آزادی را انتخاب می‌کنم چون بعدا می‌توانم عدالت را اجرا کنم» بر این مطلب تاکید کردند بسیاری از افراد به معنای فلسفی پیچیده آزادی در حوزه عدالت خواهی توجه نمی‌کنند‌. در اقتصاد مفهومی به نام «اعتراض با پا» هست در خیلی جاها با خروج به معنی اعتراض هم معناست. در واقع بیساری از جاها خروج به معنی عدم اعتراض نیست.

آقای دکتر عسگری در ادامه گفتگو آراء هیرشمن را از حوزه تخصصی خودشان یعنی مدیریت بحران بررسی کردند و بدین منظور نخست بیوگرافی و شخصیت هیرشمن را در ارتباط به نظریه اش تشریح کردند. به اعتقاد ایشان هیرشمن زندگی بسیار دینامیکی دارد و این را به وضوح در نظریاتش می‌توان مشاهده کرد. چند بحث اصلی در نظریات هیریشمن تاثیر به سزایی داشته است، از آن جمله می‌توان به اتفاقات بعد از جنگ جهانی دوم اشاره کرد که هیرشمن آن را بازسازی بعد از جنگ می‌نامد و معتقد است جنگ به عنوان یک شوک اقتصادی نقش به سزایی در توسعه دارد. دیگر اینکه فرصت های زندگی در آمریکای لاتین بسیار بر دیدگاه توسعه ای هیرشمن اثرگذار بوده است همچنین علاقه هیرشمن به موسیقی، ادبیات و زبان برای او مجموعه واژگانی را میسرکرده است که به نیکی از آن در بیان مفاهیم دشوار اقتصادی بهره می جوید. آقای دکتر رنانی تفاوت مهم هیرشمن را با دیگر اقتصاد دادنان چنین بیان کردند که: «هیرشمن اقتصاد را زندگی کرده است» نه اینکه آن را در محیط آکادمیک تخیل کرده باشد. آنچه هیرشمن مطرح کرده است از جنس«علم زنده» است و علم زنده در بستر گفتگو بامحقق، گفت‌وگو با طبیعت و… محقق می شود. گفت‌وگو نوعی مشاهده و مشاهده نوعی گفتگو است. به اعتقاد ایشان اهمیت مدل هیرشمن در این است که در هر سه سطح خرد، میانی و کلان می توان آن را به کاربست. با این مقدمه به بخش پایانی جلسه یعنی بحث کاربست‌های نظریه هیرشمن برای توسعه ایران رسیدیم.

آقای دکتر معرفی مطرح کردند که نگاه ما به توسعه ایران همان مدل نئوکلاسیک است، ولی بحث هیرشمن این است که جامعه در کلیت آن درگیر شود. از منظر ایشان وقتی می توانیم بگوییم جامعه در حال تحول است که موتور محرک ان در درون خودش باشد. آقای دکتر حسینی از صنایعی صحبت کردند که بیشترین ارتباط پیشینی و پسینی را از منظر هیرشمن دارند. به اعتقاد ایشان اگر در این صنایع نخبگان به جای اینکه دنبال خلاقیت بروند به دنبال منافع لابی گرایانه هستند، نشان دهنده این است که شرایط پیش تاز بودن در این صنایع نیست. دکتر عسگری بحث مهاجرت را مطرح کردند و در این باره از کشور چین با استفاده از نظریه هیرشمن مثال زدند که چطور مهاجرت از داخل به خارج را می تواند در امر توسعه راهگشا باشد. آقای دکتر رنانی در بحث پایانی خود با تاکید درباره اجتناب از برداشت های سطحی درباره هیرشمن بین دو نوع آزادی سلبی و ایجابی برای خروج تمایز قائل شدند و تناسب بین این دو نوع آزادی را برای توسعه لازم دانستند.

 

ویدئوی چکیده مباحث مطرح شده در جلسه و همچنین فایل صوتی نشست در ادامه ارائه می‌شود:

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *