- توضیحات
- توضیحات تکمیلی
- نظرات (0)
توضیحات
در جستجوی مسیر توسعه
واکاوری چالش های سیاست گذاری توسعه در ایران پس از انقلاب
از منظر سیاست مداران سابق و اندیشمندان توسعه
نویسنده: مرتضی درخشان و محمد حیدری
در آستانه قرن پانزدهم هجری شمسی، ایران با پرسشهایی روبهروست که دیگر نمیتوان برای پاسخ به آنها به منابع طبیعی، برنامههای رسمی یا حتی امیدهای تاریخی تکیه کرد. جامعهای که روزگاری گمان میکرد با داشتن نفت، نیروی انسانی تحصیلکرده، تاریخ متمدن و موقعیت ممتاز جغرافیایی، دیر یا زود از گردنه توسعه عبور خواهد کرد، اکنون دریافته است که توسعه نه محصول منابع، بلکه محصول اندیشه، حکمرانی و ظرفیتهای نهادی و اجتماعی است.
امروز، مسئله فقط این نیست که چرا توسعهنیافتهایم؟ بلکه پرسش عمیقتر این است:
چرا امکان توسعه در ایران شکل نمیگیرد؟
چرا مسیر توسعه در ایران بارها آغاز میشود، اما به بلوغ نمیرسد، استمرار نمییابد و گاه حتی فرسوده و وارونه میشود؟ تجربه یکصد ساله پس از مشروطیت نشان میدهد که ایران مدرن، زودتر از آنکه فرصت بلوغ دولت مدرن را پیدا کند، به نفت پیوند خورد و بهجای تکوین اندیشه و نهاد، به توزیع منابع پرداخته است. ازآنپس توسعه در ایران بیشتر به «پروژهای اجرایی با پشتوانه نفت» تبدیل شد تا «فرایندی اندیشهمحور و نهادی»؛ و این آغاز گسستی بود که هنوز ادامه دارد. ما منابع را مصرف کردیم، اما گفتوگو، تفکر، نهادمندی و یادگیری را تمرین نکردیم.
در دهههای اخیر، شکافهای ایدئولوژیک، فرسودگی نهادهای اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، تضعیف بخش خصوصی و بیثباتی در سیاستگذاری، ایران را با یک سردرگمی تاریخی روبهرو کرده است؛ سردرگمی میان بحران و فرصت، میان توسعهخواهی و توسعهگریزی، میان دانستن راه و نداشتن امکان رفتن؛ اما در کنار این چالشها، ایران میزبان یک گنج مهم است: دانش ضمنی توسعه. دانشی که در ذهن و تجربه کسانی نهفته است که دههها در موقعیت تصمیمسازی و سیاستگذاری زیستهاند؛ کسانی که توسعه را نه در کتابها، بلکه در میدان حکمرانی آزمودهاند. این دانش، در اسناد رسمی دیده نمیشود، در سخنرانیها گفته نمیشود و حتی گاه آگاهانه یا ناخواسته پنهان میماند، اما در گفتوگوهای ژرف، آهسته، خود را نمایان میکند.
مسئله این کتاب، نهفقط تبیین توسعهنیافتگی ایران، بلکه جستوجوی امکان توسعه از درون تجربه زیسته صاحبان سیاست و اندیشه است؛ تلاشی برای تبدیل روایتهای پراکنده به فهم مفهومی؛ برای تبدیل تجربه زیسته سیاستگذاران به زبان مشترک توسعه.
این پژوهش حاصل مجموعهای از گفتوگوهای ژرفانگر با پنجاه نفر از مهمترین چهرههای سیاستگذاری، مدیریت توسعهای، اقتصاد، جامعهشناسی، تاریخ، دیپلماسی، برنامهریزی و حوزه اندیشه توسعه در ایران است. گفتوگوهایی که نه برای ثبت خاطرات، بلکه برای یافتن سرنخهای اندیشهای توسعه در ذهن کسانی انجام شد که سالها در قلب نظام تصمیمگیری زیستهاند.
اما حاصل این گفتوگوها، نه روایتهای شخصی مصاحبهشوندگان است، نه گزارش رسمی پژوهش؛ بلکه صورتبندی مفهومی این تجربههاست. ما نه نام افراد را مبنا قرار دادیم و نه گفتههای آنان را بهصورت مستقیم روایت کردیم، بلکه تلاش کردیم با تحلیل مضمون گفتوگوها، شبکهای از مفاهیم، موانع و امکانهای توسعه در ایران را بازسازی کنیم؛ شبکهای که میتواند به زبان مشترک توسعه در ایران تبدیل شود.
این کتاب، پاسخی قطعی به پرسش توسعه نیست؛ اما تلاش میکند پرسش درست را بسازد. زیرا در ایران، مشکل فقط فقدان پاسخ نیست؛ بلکه مشکل، ناتوانی در صورتبندی مسئله است.
در زمانهای که منابع رو به پایاناند، فرصت تکرار خطاهای تاریخی ازدسترفته و جامعه در معرض تقاطعی از بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و نهادی قرارگرفته است، پرسیدن سوال درست از پاسخ آن مهمتر است.
و شاید نخستین گام، آغاز یک گفتوگوی ملی و واقعی درباره توسعه باشد.
به امید گام برداشتن ایران در مسیر توسعه …
توضیحات تکمیلی
| نویسنده | مرتضی درخشان، محمد حیدری |
|---|---|
| ناشر | پویش فکری توسعه |
| تعداد صفحات | 294 |





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.