توسعه از دیدگاه داگلاس نورث

توسعه از دیدگاه داگلاس نورث

نشست‌های هفتم و هشتم از سلسله جلسات مقالات عمومی پویش فکری توسعه در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۹۸، با تحلیل نظری آراء نورث توسط سلمان قاراخانی صورت گرفت. نورث یکی از اندیشمندان نهادگرایی جدید است که  اقدام به تعدیل و تصحیح رویکرد متعارف اقتصادی (رویکرد نئوکلاسیک) نموده است. در این نشست دکتر علی رضا قلی، پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی و دکتر عباس حاتمی، استاد گروه علوم سیاسی‌ دانشگاه اصفهان و جمعی از کارشناسان پویش فکری توسعه حضور داشتند. همچنین دبیری علمی جلسه را آقای دکتر محسن رنانی، استاد گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان برعهده داشتند.

بخش نخست نشست به «تبیین نقش نهادها در عملکرد اقتصادی از نظر نورث» اختصاص داشت. نظریه نورث در مورد نهادها تلفیقی از نظریه‌ درباره رفتار انسانی و نظریه‌ درباره هزینه‌های مبادله است. اگر این دو با هم در آمیخته شوند، درک اینکه نهادها چرا وجود دارند و چه نقشی در عملکرد جوامع ایفا می‌کنند، امکان‌پذیر خواهد بود. آنچه که نورث درباره نظریه نهادگرایی به آن پایبند ماند، فرض اساسی کمیابی و در نتیجه رقابت است؛ اما در عین حال او با گرایش به نهادگرایی جدید برای فراتر رفتن از نظریه مرسوم اقتصادی بعضی از فروض بنیادی نظریه نئوکلاسیک را زیر سوال برد؛ در این میان مهم‌ترین مقولات، فروض عقلانیت ابزاری و اطلاعات نامحدود است. نورث با وارد ساختن هزینه مبادله در تحلیل‌ها فرض بدون استهلاک بودن معاملات در بازار را کنار گذاشت و با وارد ساختن بعد زمان در تحلیل‌های خود دست از تحلیل‌های ایستا کشید و فرض غصب‌مندی انسان‌ها را به عنوان یکی از فروض رفتاری انسان وارد مدل تحلیل خود ساخت.

اما این نهادهایی که نورث از آنها سخن میگوید چه هستند؟ نهادها دربرگیرنده قوانین، هنجارها، مقررات رفتاری و نحوه  اعمال آن‌ها بوده و مجموعه‌ای از فرصت‌ها را برای فعالیت های هدفدار سازمان ها یا بنگاه ها، اتحادیه های کارگری، عناصر سیاسی و امثالهم فراهم می سازد و عملکرد آن ها را شکل می دهد. در نهادگرایی جدید، نهاد ها به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم می شوند. نهادهای رسمی خود شامل «قوانین اساسی» و «قواعد عملیاتی» است. قوانین اساسی، تعیین کننده ساختار حقوق مالکیت، توزیع رانت و هدایت کننده سازمان هستند. این در حالی است که قوانین عملیاتی، قوانین مصوب، قوانین عرف و قوانین تجارت قراردادها هستند. نهادهای غیررسمی نیز متشکل از قواعد اخلاقی، هنجارهای ارزشی و ایدئولوژیک و سنت است که تا حد تعیین‌کننده‌های هدایت‌کننده رفتار انسانی است. نورث میان تعریف نهاد و سازمان تمایز قائل می شود. اگر نهادها قواعد بازی باشند، سازمان‌ها بازیگران آن بازی هستند. او دلیل ایجاد نهادها را در وجود هزینه های  مبادله می بیند. سنگینی هزینه کسب اطلاعات، کلید فهم هزینه مبادلاتی است که خود شامل هزینه های سنجش ویژگی‌های با ارزش اقلام مورد مبادله و هزینه‌های حمایت کننده حقوق و هدایت و اجرای قراردادهاست. نهادها همچنین به واسطه تعیین حقوق مالکیت به صورت مستقیم از طریق هزینه مبادله و به صورت غیرمستقیم از طریق هزینه تبدیل بر هزینه تولید اثر می‌گذارند.

 در مکانیزم های اجرا، دو عنصر دولت و ایدئولوژی نقش تعیین کننده‌ای دارند. در توضیح این امر باید گفت دولت به دو صورت نقش ایفا می‌کند، نخست به صورت مستقیم یعنی از طریق تعیین حقوق مالکیت و دیگر به صورت غیرمستقیم یعنی از طریق اثرگذاری بر ساختاربندی نهادی و درنتیجه نظام انگیزشی و پاداش دهی بر هزینه های مبادله اثر می گذارد. ایدئولوژی نیز در کنار دولت به عنوان بخشی از مکانیزم نهادی با افزایش سرمایه اجتماعی معضل سواری مجانی را حل نموده و از این طریق بر روی هزینه مبادله اثرگذار می باشد. نورث ارتباط ایدئولوژی در مفهوم کلی آن و ارتباط آن با عملکرد اقتصادی را از طریق ارتباط آن با ساختار نهادی، معضل سواری مجانی و اصلاحات اقتصادی مورد توجه قرار داده است.

در ادامه این نشست آقای دکتر رنانی از آقای قاراخانی خواستند تا دستاوردهای نظری این نظریه را درباره ایران تشریح کنند. آقای قاراخانی در توضیح این پرسش ۴ عامل را در مشکلات ایران برشمردند: نخست ایدئولوژیک شدن جامعه، دوم ذینفع بودن نخبگان سیاسی و اقتصادی، سوم جایگزین شدن تعهدات به جای تخصص ها و اخر وضعیت عقلانیت در جامعه. با توجه به اینکه توضیحات آقای قاراخانی معطوف به زمان پهلوی به بعد بود، آقای دکتر رنانی پرسیدند که آیا می شود در تحلیل زمان قبل رضا شاه هم از نظریات نورث بهره گرفت. در پاسخ به این پرسش، سخنران نظریه نورث را معطوف به دولت مدرن دانست که پیش شرط ایجاد سازه های فکری است و معتقد بود که این وضعیت در ایران از زمان پهلوی به بعد ایجاد شده است. در ادامه این بحث، جناب دکتر علی رضاقلی مطرح کردند، که خود نورث هم کمی چارچوب ایدئولوژیک دارد و شاید اگر کسی مثل نورث بخواهد ایران را مطالعه کند باید از ماقبل تاریخ و از زمان تمدن سیلک کار خود را آغاز کند. ایشان همچنین بر این مطلب تاکید داشتند که نورث پای منابع اقتصادی و بالطبع اقلیم را در نظریه اش باز می کند. چیزی که در بحث های امروز مغفول مانده بود. ادامه این گفتگو را آقای دکتر حاتمی با طرح سوالاتی از سر گرفتند. چه چیزی نورث را نورث کرد؟ چرا نهادگرایی جدید از نوع نورث بهتر از نهادگرایی قدیم تحولات ایران را پاسخ می‌دهد؟ و در نهایت وارد بحث دوگانه نهاد – اقلیم شدند. به اعتقاد ایشان چیزی که نورث را نورث کرد، رویکرد ترکیبی و دید پیوستاری نورث است. به دنبال این گفتگو تاثیر متقابل نهاد- اقلیم مطرح شد. به اعتقاد اقای علی رضاقلی اقلیم در نوع زندگی بسیار موثر است، اقلیم ایران ایلی است و این ویژگی خاصه از دوران سلجوقیان شکل گرفته است، ویژگی‌ای که به دولت هم تسری یافته و دولت ایلی تشکیل داده است. در بخش پایانی نشست اول آقای دکتر رنانی با ارکانیک خواندن سیتم جامعه، بحث‌های انتزاعی را در مورد جامعه روا ندانستند. به اعتقاد ایشان سه بخش اقیلم، فرهنگ و ساختار نهادی روابط ارگانیکی همانند رابطه سیستم عصبی، خونی و استخوانی یک موجود زنده با هم دارند و این کنش‌ها و برهم کنش ها قابل تفیکی نیستند. نشست نخست با پیشنهاد بررسی پیوند نظری نورث با سایر نظریه پردازان حوزه توسعه پایان گرفت.

بخش دوم نشست بررسی آراء داگلاس نورث، به توسعه به مثابه نحوه گذار از وضعیت طبیعی اختصاص داشت. نورث به عنوان یکی از اندیشمندان، گذار جوامع از نظام‌های دسترسی محدود به نظام های دسترسی باز را مسأله دوم توسعه می داند و معتقد است مسأله ی اول با حرکت جوامع دارای نظام دسترسی محدود به سمت اشکالی از سازمان اجتماعی سروکار دارد که بازده اقتصادی بیشتر، خشونت کمتر، نتایج سیاسی باثبات و رفاه و آسایش فردی فروان تر را امکان پذیرتر می سازد. در تمامی نظام های دسترسی محدود، کنترل خشونت عنصر کانونی به حساب می آید و لذا این امر برای مسأله توسعه نیز کانونی است. یکی از مسائل مهم در گذر از وضعیت طبیعی کنترل خشونت است. جوامع گوناگون با اعمال سیاست هایی که معمولا از نهادهای کشورهای توسعه یافته کپی برداری شده است با برهم زدن توزیع رانت ذینفعان منجر به بروز خشونت از جانب آنان می شوند؛ بنابراین جهت گذر از وضعیت طبیعی ابتدا باید در جوامع ائتلاف حاکم تشکیل شده؛ سپس روابط غیرشخصی جایگزین روابط شخصی گردد؛ رانت‌های مولد جایگزین رانت های نامولد شود و درنهایت با ایجاد نهادهای فراگیر، زمینه ساز تخریب خلاق در بازار سیاسی و اقتصادی بشود. جوامع با نظم دسترسی محدود با سه حالت شکننده، پایه و بالغ روبرو هستند. در شرایط شکننده هر گروهی پتانسیل ایجاد خشونت را دارد و به تدریج با حرکت به سمت جامعه بالغ اعمال خشونت منحصر به ائتلاف حاکم خواهد شد و سازمان های دولتی و غیردولتی با عمر دائمی ایجاد خواهد شد. جهت دستیابی به نظم با دسترسی باز باید شرایط آستانه‌ای شامل حاکمیت قانون برای فرادستان، عمر دائمی سازمان ها و کنترل ارتش به وسیله غیرنظامیان مهیا گردد. جهت طی شدن این مسیر ذینفعان باید بدین نتیجه برسند که با تغییر جهت ماتریس نهادی نفع آنان در بلندمدت نسبت به حفظ شرایط فعلی بیشتر خواهد بود و به همین سبب در ابتدا در ساختار سیاسی و در ادامه در ساختار اقتصادی اصلاحاتی را انجام خواهند داد. بعد از ارائه آقای قاراخانی، در ادامه جلسه درباره دستاوردهای کتاب در سایه خشونت نورث برای ایران و به طور خاص مصداق اصلاحات ارضی در دوران مصدق مورد گفتگو شد. به پیشنهاد آقای دکتر حاتمی رد پای مارکس بر آرای نورث نیز مورد تحلیل قرار گرفت. در چند حوزه می توان تاثیر مارکس بر نورث را مشاهده کرد: یکی در مرحله بندی تاریخی (مراحل ۵ گانه مارکس)، دیگری جوامع باز در برابر جوامع بدوی، رویکرد جامعه شناسی تاریخی، و نیز تاثیرگذاری یک متغیر اقتصادی بر متغیر سیاسی. در ادامه این گفتگو در پاسخ به این سوال که وقوع خشونت سیاسی می تواند تاثیری در حوزه رانت داشته باشد،  تاثیر تغییر رانت بر خشونت های انقلاب ۵۷ بررسی شد. در پایان این بحث، اقای قاراخانی مطرح کردند گاهی نیروی حاکم بین ائتلاف و نزاع یکی را انتخاب می‌کند. گاهی گمان میکنید که اگر نظم موجود را به هم بزنید نفع بیشتری خواهید برد، اما گاهی این محاسبه اشتباه در می‌آید. یعنی با رمز گشایی محیط می خواهید سود خود را به حداکثر برسانید ولی سازه فکری غلط، نتیجه غلطی به بار می آورد و این قبیل ائتلاف‌ها نظم را به شکنندگی پیش می‌برند.

ویدئوی چکیده مباحث مطرح شده در جلسه و همچنین فایل صوتی نشست در ادامه ارائه می‌شود:

 

فایل صوتی بخش نخست:

 

فایل صوتی بخش دوم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *