توسعه از دیدگاه امانوئل والرشتاین

توسعه از دیدگاه امانوئل والرشتاین

ششمین جلسه ارائه مقالات عمومی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ با ارائه نظریه پرداز توسعه، با ارائه آقای دکتر نریمان محمدی درباره نظریه امانوئل والرشتاین در توسعه انجام گرفت. مضمونِ مرکزیِ اندیشه والرشتاین، نظامِ جهانی است. وی نظام جهانی را یک نظام اجتماعی می داند که مرزها، ساختارها، گروه های عنصر، قواعد مشروعیت و پیوستگی خاص خود را دارد؛ همه اجزاء از طریق تقسیم کار و با استفاده از مکانیزم بازار به نحوی به یکدیگر متصل می شوند. از دیدگاهِ والرشتاین، نظام جهانی سرمایه‌داری متضمن نابرابری‌های بنیادین بین مناطق جغرافیایی و اقتصادی است. درحالی‌که فقر و ناتوانی مناطق پیرامونی را فراگرفته است، ثروت و قدرت در یک یا چند منطقه مرکزی جهان متمرکز است. در این بین مناطقی هستند که جزء این دو منطقه نمی‌باشند و منطقه شبه پیرامونی را تشکیل می دهند. در مناطق مرکز همواره رقابت و منازعه جهت کنترل انحصاری بر آن وجود دارد.

در ابتدای این جلسه از چند مکتب و نظریه که والرشتاین را متاثر کرده‌اند از جمله مکتب وابستگی، مکتب مارکسیسم و مکتب آنال نام برده شد. اندیشه توسعه ای والرشتاین تحت تأثیر چند متفکر اجتماعی بنیادی و رویکرد نظری توسعه ای شکل گرفته است؛ کارل مارکس، فروید، شومپیتر و کارل پولانی مهم‌ترین این نظریه پردازان هستند. در ادامه بعد از صحبت درباره معرفت شناسی و هستی شناسی والرشتاین، درباره پیش فرض‌های او صحبت شد. اولین ایده و پیش فرضِ والرشتاین «کل گرایی» است. دیگر این که «نظامِ جهانی» تنها واحد تحلیل است. پیش فرض دیگر والرشتاین مرتبط با دیدگاهِ وی در مورد سرمایه داری است. والرشتاین معتقد است که سرمایه داری را باید به مثابه نظام تاریخی و واقعیتی منحصربه‌فرد عینی در نظر بگیریم که یک کل یکپارچه است. والرشتاین روش تحلیلی متمایزی را ارائه داده است و بر مبنای آن نظام جهانی و تحولات آن را تبیین می کند. جامعه شناسی تاریخی یکی از بنیادهای روش شناختی والرشتاین است. در این زمینه، والرشتاین تحت تاثیر مکتب آنال است. خاصیت روش شناسی تاریخی والرشتاین تاکید بر دوره های طولانی-مدت است. این ایده روش شناختی در برابر روش شناختی ای قرار می گیرد که نه فرآیندهای تاریخی، بلکه رویدادها را بررسی می کند. والرشتاین بر فرآیندهای تاریخی به جای رویدادها تاکید دارد و مناطق جغرافیایی را در روش شناسی تاریخی دارای اهمیت می داند. در اندیشه توسعه ای والرشتاین، نظامِ جهانی که ماهیتی تاریخی و کل گرا دارد، اهمیتی بنیادی دارد و واحدِ تحلیل نهایی است. به نظر والرشتاین، نظام جهانی تاکنون سه مرحله را پشت سر گذاشته است. دوره نخست (۱۸۱۵ – ۱۴۵۰) دوره ای است که در آن دولت های اروپای غربی شکل گرفتند و با یکدیگر وارد مناسباتی شدند، مرحله دوم در قرن نوزدهم شکل می گیرد و طی آن دولت گرایی دوره قبل جای خود را به ملی گرایی می دهد و این ملی گرایی است که عامل پیوند ایدئولوژیک درون دولت ها است. در سومین دوره یعنی بعد از سال های ۱۹۱۷ – ۱۹۱۴ است که جنبش های ملی و اجتماعی در درون جنبش های ضدنظام ترکیب می شوند و نیروهای محافظه کار نیز از آن ها برای تحکیم وضع موجود استفاده می کنند.

والرشتاین بحث خود را با چند نقد جدی از دوگانگیِ مرکز/پیرامون در مکتب وابستگی، مارکسیسم، واحدهای تحلیل مطالعات اجتماعی و… پیش می‌برد و این ایده را طرح می کند که تنها «نظام جهانی» می تواند به عنوان واحد تحلیل قابل‌طرح باشد. در ادامه این جلسه درباره جوامع مرکز، پیرامون و نیمه پیرامون از دیدگاه والرشتاین گفتگو شد. از دیدگاه والرشتاین انتقال و گذارِ موقعیتی جوامع پیرامونی به جوامع نیمه پیرامونی به عنوان یک استراتژیِ دستیابی به توسعه است. او معتقد است که در این زمینه چند استراتژی اساسی وجود دارد. اغتنام فرصت اولین راهبرد است. دیگر، دعوت از شرکت های چندملیتی و اقتصادی برای سرمایه گذاری در جوامع و کشورهای پیرامونی است؛ و راهبرد سوم، توسعه از طریقِ اعتماد به نفس جوامع پیرامونی است. این راهبرد با در پیش گرفتن یک سیاستِ توسعه ای منسجم و یکپارچه که به استقلال اقتصادی بینجامد، ممکن است تحقق پیدا کند.

والرشتاین همچنین از جغرافیای فرهنگی به مثابه یک چهارچوب فرهنگی سخن می‌گوید که دربرگیرنده ی نظامِ عقاید، باورها و ارزش ها است. این چهارچوبِ فرهنگی، عامل و عنصری است که کارکردِ مناسبِ نظامِ جهانی را تضمین می کند و بنیادی برای مشروعیت بخشی به این نظام است و به بازتولید و تداومِ این نظامِ جهانی کمک می کند. والرشتاین درباره این پرسش که آینده نظامِ جهانی چگونه است. می گوید که نظامِ جهانی دچار بحران شده است، کمونیسم به فروپاشی منجر شده است و لیبرالیسم، مشروعیت خودش را از دست داده است. او معتقد است که نظامِ جهانی کنونی به ناچار دچار فروپاشی می شود و توان حل این بحران-ها را نخواهد داشت، اما وی در مورد آلترناتیو و بدیلِ نظامِ جهان محتاط است و هیچ جایگزینِ مشخصی مطرح نمی کند. در گفتگوهای پایانی جلسه درباره تقسیم بندی نوین جهانی و اینکه جایگاه ایران در منطقه و در جهان چطور تبیین می ‌شود بحث و گفتگو شد. در این گفت و گوها شباهت‌ها و تفاوت‌های فکری هابرماس درباره نظام جهانی با افرادی همچون هابرماس و وبر هم به صورت ضمنی مورد بررسی قرار گرفت.

ویدئوی چکیده مباحث مطرح شده در جلسه و همچنین فایل صوتی نشست در ادامه ارائه می‌شود:

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *